سخنان حجةالاسلام والمسلمین احمد منتظری در جمع یاران زنده یاد مهندس مهدی بازرگان


سخنان حجةالاسلام والمسلمین احمد منتظری در جمع دوستان و یاران زنده یاد مهندس مهدی بازرگان


باسمه تعالی

پس از سلام – ظهر امروز جمعی از دوستان و یاران مرحوم مهندس مهدی بازرگان در سالگرد رحلت ایشان بر سر مزار آن زنده یاد در قم حاضر شدند و پس از خواندن فاتحه و ادای احترام، به یاد مرحوم آیت الله منتظری در منزل اینجانب حضور یافتند.

ابتدا آقایان دکتر ابراهیم یزدی، مهندس هاشم صباغیان و مهندس ابوالفضل بازرگان خاطراتی از مرحوم آیت‌الله العظمی منتظری و مرحوم مهندس بازرگان نقل کردند؛ پس از آن اینجانب مطالب ذیل را بیان کردم:

«شخصیت ​ها دو گونه اند: کسانی که از خود شخصیت دارند و بر اثر مراقبت و کوشش و کسب مکارم اخلاق خودسازی کرده اند و به حدی رسیده اند که به انسان کامل نزدیک شده اند؛ و اما کسانی هم هستند که از خود شخصیت مستقل ندارند و وابسته به این و آن هستند.
 
مهندس بازرگان و آیت الله منتظری از جمله کسانی هستند که از خود شخصیت مستقل داشتند؛ زمانی که قضیه نامه‌های 1/6 و 1/8 مطرح بود ایشان می‌فرمودند هرکس خودش خودش است. آیت الله منتظری در کتاب خاطرات خود آورده‌اند: «به فرض که این هر دو نامه از امام باشد، من نه مصداق نامه 1/6 هستم و نه مصداق نامه 1/8، شخصیت و هویت افراد به نامه‌های امام نیست، با این‌که من بیش از شما به امام ارادت دارم ولی این هویت‌های اعتباری منتسب به غیر، هیچ ارزش ندارد؛ هر کس خودش خودش است، با خصلت‌های ذاتی و اکتسابی که واجد است؛ منتظری در حد خودش فردی است مستقل و دارای فکر و نظر». (کتاب خاطرات، صفحه 684).

در زمان شاه هم وقتی که یک مسئول ساواک یا شهربانی به ایشان گفته بود که عمامه از سرت برمی‌دارم، ایشان گفته بود: «تو عمامه بر سر من نگذاشتی که حالا بتوانی برداری».

مرحوم مهندس بازرگان هم از جوانی در تهذیب نفس کوشا و در میدان مبارزه فعال بوده است؛ و در سال 1340 با همکاری بعضی از بزرگان مانند زنده یاد آقای دکتر ید‌الله سحابی و مرحوم آیت‌الله طالقانی نهضت آزادی را تشکیل دادند؛ یعنی دو سال قبل از شروع نهضت امام خمینی. حال چنین شخصیتی و چنین گروه سیاسی ریشه داری را نمی‌شود با یک نامه یا تصویب نامه منحل کرد، چه برسد به این که آن نامه جعلی هم باشد.

البته این که عرض کردم به معنی بی‌اهمیت بودن نظر و شهادت دیگران نیست؛ بلکه به این معنی است که شخصیت کسانی مثل مهندس بازرگان وابسته به تایید یا تکذیب دیگران نیست، که یک روز کسی را تایید کنند و روز دیگر تکذیب؛ بلکه به قول مرحوم آیت‌الله منتظری هرکس خودش خودش است.

به عنوان مثال در سال 1342 آیت الله العظمی میلانی در نامه‌ای به آیت‌الله طالقانی، آقایان مهندس بازرگان و دکتر سحابی را دانشمندان محترم و مفخر این ملت نامیده است.
 
ارادت من به آقای مهندس بازرگان از زمانی بود که ایشان صریح و شجاعانه حرفش را می‌زد؛ مثلاً من خودم ناظر بودم که ایشان در تلویزیون انتقادات جدّی و صریح خود را مطرح می‌کرد؛ و به قول مرحوم آیت‌الله العظمی بروجردی بزرگی بزرگان باعث نمی‌شد که نظر خود را مطرح نکند. این اخلاق بخصوص در اول انقلاب نقش کیمیا را داشت؛ ولی مهندس بازرگان با آن که می‌دانست و معلوم بود که از نظر دنیایی برای ایشان گران تمام می‌شود، ولی به خاطر آن تدین و اعتقاد راسخی که داشت از مطرح کردن نظرات خود کوتاهی نکرد و رضایت خالق را بر رضایت مخلوق ترجیح داد.

من خوشحالم که همیشه به ایشان ارادت داشتم. یادم هست که در سال 59 که ایشان کاندیدای مجلس شورای اسلامی شدند، با این که روز انتخابات در قم بودم صبح رأی ندادم تا عصر در تهران به آقای مهندس بازرگان رأی بدهم. خداوند ایشان را رحمت کند و بر درجاتش بیفزاید.
والسلام.»

احمد منتظری
1392/10/29