گزارش دیدار دانشجویان با حجةالاسلام والمسلمین احمد منتظری

مرحوم آیت الله منتظری مصداق همین بیت است، کسی که دلش به عشق زنده می شود هرگز از دلهای مردم نمی رود و جاودانه می ماند؛ و یکی از معدود کسانی که در این چند سال چنین اتفاقی برایش افتاد، حضرت آیت الله منتظری بود. مجددا خدمت شما تسلیت عرض می کنیم.

سپس حجةالاسلام و المسلمین احمد منتظری چنین گفت:

خیلی خوشحالم که شروع صحبت شما با کلامی از امام علی(ع) بود که می فرماید: «خصم ظالم و یاور مظلوم باشید» و نیز ذکر مصائب امام حسین(ع) کردید، ان شاء الله که برکات این انوار مقدسه راهنمای شما باشد.

در میان حوادث تاریخ، حادثه عاشورا همواره زنده و جاوید و عبرت آموز است. مرحوم آیت الله منتظری در دیدار با خانواده های زندانیان سیاسی می گفتند: "همیشه در طول تاریخ ظلم بوده، از آن وقتی که قابیل هابیل را از روی ظلم و حسد کشت، جنگ حق و باطل شروع شد و همین طور ادامه دارد".

همه این ظلم ها در تاریخ ثبت است ولی حادثه کربلا و قیام امام حسین (ع) همیشه زنده و جاوید است. مرحوم حجةالاسلام دکتر ابراهیم آیتی بیرجندی در کتاب "بررسی تاریخ عاشورا" مهمترین علت آن را سه عامل دانسته است:

1- شخصیت والای امام حسین (ع) که حجت خدا بود، ولیّ خدا بود؛ ولیّ خدا یعنی کسی که ما هر لحظه انتظار داریم ظهور کنند و در خدمتشان باشیم. در روز عاشورا ولیّ خدا را با آن وضع فجیع به شهادت رساندند.

2- شخصیت حضرت زینب(س) که نگذاشت پیام عاشورا منحرف شود و پیام درست را به مردم رساند که طور دیگری وانمود نشود و مثلا بگویند: امام حسین(ع) خروج کرده، و کسی هم که بر امام مسلمین خروج کند تکلیفش مشخص است.

3- کارهای بسیار زشت و ناپسند و به تعبیر ایشان بی مزه گی هایی که سپاه یزید کرد طوری که دوست و دشمن آن را تقبیح می کردند. مردم می گفتند بر فرض امام حسین(ع) خروج کرد و او را کشتید، چرا اسب روی بدنشان تاختید و یا این که چرا انگشت های امام حسین(ع) را بعد از کشته شدن قطع کردید و چرا خیمه ها را آتش زدید و چرا زن و بچه ها را با آن وضع اسیر کردید؟

من نمی خواهم آقای منتظری را مقایسه کنم و نمی خواهم خدای نکرده به کسانی توهین کنم، ولی خیلی وقت ها که یادم می افتد می بینم این کار همان کار است. در زمان حیات آیت الله منتظری هر گونه هتک حرمت را بر ایشان روا داشتند حالا هم که آقای منتظری در قید حیات نیست، مثلا کیهان و سایت های وابسته فحاشی و جسارت می کنند، اینها برای چیست؟ خیلی از دوستان من که از جناح راست هستند و جدای از مسائل سیاسی، حتی با هم رفت و آمد داریم، این دوستان می گویند این تهمت ها و فحاشی های کیهانی خیلی زشت است و اینها آبروی ما را هم می برند که حتی بعد از فوت ایشان دست بر نمی دارند.

این عامل سوم اینقدر مهم است که مرحوم حجةالاسلام دکتر آیتی آن را در کنار شخصیت امام حسین(ع) و حضرت زینب(س) بیان می کند. این اهمیت اخلاق را می رساند. پیغمبراکرم(ص) می فرمایند: «بعثت لاتمّم مکارم الاخلاق». اصلا دلیل بعثت را همین می گویند؛ و در قرآن مجید علت پیشرفت آن حضرت همین حسن خلق ذکر شده است. این طور نبود که پیامبر بگوید ای مردم من از طرف خدا آمده ام و باید از من اطاعت کنید. بلکه اخلاق خوب ایشان بود که مردم را جذب می کرد. شما دانشجویان عزیز این اخلاق خوب را در جلساتی که دارید با خواندن و مباحثه کتاب سعی کنید که بیان بشود و به آن عمل کنید. یعنی علم مقدمه عمل باشد. خیلی از گرفتاری های ما از این بد اخلاقی هایی است که وجود دارد. خودپسندی، خودخواهی، خود بزرگ بینی و تکبّر از بدترین صفات است.

عامل مهمی که من به پدر ارادت داشتم تواضعی بود که ایشان داشتند. خیلی وقت ها سر درس که طلبه ها اشکال می کردند ایشان خیلی با روی باز قبول می کرد و بعضا فردای آن روز می آمدند و می گفتند آن مطلبی که آن آقا گفتند حرف بسیار درستی است و می پذیرفتند. حتی در محیط خانواده، بچه های ما که نوه های ایشان هستند بعضی وقت ها می گفتند آقاجون این را چرا نوشتید؟ و ایشان برای آنها توضیح می دادند؛ و این گونه نبود که بگویند سن شما کم است و متوجه نمی شوید. ایشان خیلی توصیه می کردند و به دوستان و دانشجویانی که برای دیدار می آمدند می گفتند:" هیچ وقت خود کم بین نباشید، خیال نکنید آنهایی که حرف می زنند و اظهار نظر می کنند چون از بزرگان هستند پس شما نباید حرف بزنید". یک کلامی را ایشان از مرحوم آیت الله بروجردی نقل می کردند که می فرمودند: "بزرگی بزرگان دلیل نمی شود که ما نظری نداشته باشیم". و البته جمع کردن این دو صفت با هم مشکل است. یعنی انسان تواضع داشته باشد ولی خود کم بین هم نباشد؛ زمینه توجیه باز است که انسان چون می خواهد خود کم بین نباشد تواضع را کنار بگذارد، و یا بر عکس؛ این دیگر وجدان خود انسان است که می داند چه کاری انجام می دهد؛ یعنی هر کسی را که بتوانیم گول بزنیم ولی وجدان خود را نمی توانیم گول بزنیم؛ و ان شاءالله که هر دو صفت نیکو یعنی تواضع و خود کم بین نبودن را به نحو کامل داشته باشیم.

سوال: ما می خواهیم بدانیم که چه مسیر خاصی طی شد و چه اتفاقی افتاد که بین آقای منتظری و آقای خمینی با آن سوابق طولانی، این جدایی به وجود آمد؟

جواب: من فکر می کنم یک عامل سوم بوده است که بین این دو بزرگوار را فاصله انداخت. هر کس کمترین شناختی از آقای منتظری داشت این را حس می کرد که او طالب مقام نیست. علاوه بر این پس از شور اول مجلس خبرگان، آقای منتظری به آقای مشکینی نامه نوشتند و به تصمیم مجلس خبرگان در انتخاب قائم مقام رهبری اشکال نمودند که در کتاب خاطرات ایشان هست.

حال چنین کسی را آقای خمینی که استادش بود بهتر می شناخت؛ و علاوه بر این آقای منتظری دو روز قبل از برکناری در تاریخ 4/1/68 به آقای خمینی چنین نوشته بود که: من شرعأ نظر شما را بر نظر خودم مقدم می دانم.

با این مقدمات که عرض کردم اصلا جای این مطلب نمی ماند که با توپ و تشر ایشان را برکنار کنند مگر اینکه همان گروه سوم که گفتم بخواهند کار را خراب کنند و آب را گل آلود کنند؛ که کردند.

ان شاء الله سلامت و موفق باشید.

تاریخ انتشار: 30/9/1390