دفاع حجةالاسلام عبدالله نوری از آیت الله منتظری (قسمت اول)

بسمه تعالی


قسمت اول

دفاع حجةالاسلام والمسلمین عبدالله نوری از آیت الله العظمی منتظری

در دیدار جمعی از دانشجویان دانشکده خبر با وی

(رفت به قسمت دوم)
 

آیا می‌توان گفت که در ایرانِ قرن هجری شمسی، محمد رضا شاه بوده، امام خمینی بوده، مهندس بازرگان بوده، اما آیت‌الله منتظری نبوده است؟
آیا امروزه در کشور ما و در رسانه ها به ویژه صدا و سیما، واقعیات خبری روز ایران و جهان و واقعیات تاریخی انقلاب بیان می شود؟
رفتار حکومت به گونه ای است که همه حساب کار خودشان را بکنند و بدانند وقتی برای شخصیتی مثل آیت الله منتظری هیچ حریمی وجود ندارد دیگران که عددی نیستند
من از رسانه ای که می خواهد وانمود کند بدون ملاحظات سیاسی به افراد گوناگون می پردازد سئوال می کنم آیا در این انقلاب آیت الله منتظری وجود نداشته است؟
 
جمعی از دانشجویان دانشکده خبر طی دیداری با عبدالله نوری به بیان برخی دغدغه ها و مشکلات جامعه خبری پیرامون گردش آزاد اطلاعات و مصائب انتشار اخبار واقعی و بدون سانسور در رسانه ها و جامعه پرداخته و از وی خواستند با حضور پررنگتر در عرصه تحولات اجتماعی و سیاسی پیگیر و بیانگر دیدگاههای اجتماعی، مدنی و تحول خواهانه خود باشد.

در این دیدار عبد الله نوری در ابتدای سخنان خود گفت: وظیفه اصلی خبرنگار و رسانه بیان واقعیت است بدون کم و کاست و یا حب و بغض کما اینکه وظیفه تاریخ نگار هم همین است که بدون دخالت دادن امیال خود واقعیات را بیان کند. حال سئوال این است که آیا امروزه در کشور ما و در رسانه ها به ویژه صدا و سیما که در این اواخر رسانه ملی نامیده می شود و از بودجه عمومی هم استفاده می کند و علی القاعده می بایست بیان کننده و بازتاب دهنده تمامی نظرات و جریان های فکری موجود در جامعه باشد، واقعیات خبری روز ایران و جهان و واقعیات تاریخی انقلاب بیان می شود و یا بر اساس حب و بغض ها تاریخ و یا خبر گفته می شود؟ به اعتقاد من می توان واقعیات را آنگونه که هست بیان کرد و لکن نسبت به آن تحلیل داشت و در مقام تحلیل از دیدگاه خاصی جانبداری کرد و یا دیدگاه خاصی را زیانبار دانست.

وی در تبیین این موضوع گفت: مثال مهم در رابطه با قلب و یا تحریف تاریخ که متأسفانه به راحتی و با سکوت از کنار آن می گذرند نادیده گرفتن نقش و تأثیر بی نظیر آیت الله منتظری در به ثمر نشستن مبارزات قبل از انقلاب و گذر از مراحل بحرانی سالهای اولیه شکل گیری جمهوری اسلامی است و تثبیت آن است.آیا به نظر شما برخوردی که امروز در راستای نگارش تاریخ و بیان آن در ارتباط با حضرت آیت الله منتظری می شود، کتمان واقعیات تاریخی و بی انصافی و حق کشی نسبت به مردمی که باید اطلاعات درست را دریافت کنند و همچنین نسبت به آیت الله منتظری نیست؟

عبدالله نوری در ادامه و در بیان سوابق و فعالییتهای آیت الله منتظری گفت:  آیت الله منتظری از بهترین شاگردان دروس عالیه فقه، اصول و فلسفه اساتیدی همچون آیت الله العظمی بروجردی و امام خمینی و علامه طباطبائی بودند و همراه با مرحوم مطهری درس خارج امام خمینی در حوزه علمیه قم را پایه گذاری کردند. فردی که بهترین تقریرات درس مرحوم آیت الله بروجردی و درس مرحوم امام توسط او تدوین شده است و تدریس خارج فقه و اصول ایشان از حدود سال چهل و پنج شروع شده و در همه دوره ها و حتی در زندان ادامه یافته است و تدریس مباحث عقلی و نقلی و اخلاقی از دیگر فعالیت های علمی ایشان بوده است. کسی که بسیاری از علمای طراز اول امروز کشور و یا خارج کشور و بسیاری از مسئولین از شاگردان ایشان می باشند و نوشته های گسترده ایشان از تقریرات درسی تا مباحث گوناگون دیگر در ارتباط با نهج البلاغه و اصول کافی و جامع السعادات و خطبه حضرت زهرا (س) و ده ها نوشته علمی، فقهی و یا سیاسی اجتماعی دیگر ایشان مورد بهره برداری همگان اعم از خواص و عوام است و جایگاه ایشان در مباحث علمی دینی به گونه ای است که در دوران حاضر سر آمد همه عالمان حوزه های دینی قرار می گیرد، چگونه می شود که به یکباره فراموش می شود؟ گویی چنین شخصیتی با یک چنین سابقه و لاحقه درخشان علمی و دینی وجود ندارد؟ آیا این انصاف است؟

وی درباره نقش آیت الله منتظری در زمان مبارزات پیش از انقلاب گفت: آیت الله منتظری در بعد فکری در دوران رژیم گذشته همواره تلاش می کرد فرهنگ مبارزه و جهاد را در میان مردم بخصوص قشر جوان، ریشه دار و عمیق کند و همواره می کوشید فاصله موجود بین دو قشر روحانی و دانشگاهی را از بین برده تبدیل به ید واحده علیه استبداد نماید. عالمی که به لحاظ علمی، حوزوی مقبول مراجع و علما بودند از نظر سیاسی، حمایت ایشان تأثیر غیرقابل انکاری در مشروعیت و مقبولیت و گسترش نهضت اسلامی داشت و پس از رحلت آیت الله بروجردی ایشان قائل به اعلمیت امام خمینی بودند و زعامت ایشان را به صلاح اسلام و مسلمین می دانستند و با وجود خطرات بسیار امنیتی و مخالفت های بعضی از علما در حوزه علمیه قم با امام خمینی و بی تفاوتی عده ای دیگر نسبت به نهضت اسلامی، از ایشان حمایت همه جانبه ‎نمودند. کسی که پس از بازداشت امام خمینی در جریان قیام پانزده خرداد ۱۳۴۲ در جریان مهاجرت مراجع و علمای شهرستانها به تهران فعالانه شرکت کرد و در یکی از این جلسات با همراهی آیت الله امینی تلگرامی مبنی بر حمایت از امام خمینی با عنوان "مرجعیت" تنظیم کردند و به امضای تمامی علمای حاضر در جلسه رساندند که منجر به دستگیری ایشان شد و به همراه مرحوم آیت الله ربانی شیرازی و جمعی از علما و فضلای مبرز حوزه علمیه قم به مرجعیت امام توجه ویژه داشتند و با تأیید کتبی آن و دادن اعلامیه قدم بزرگی در این راه برداشتند که منجر به بازداشت و تبعید آنان به نقاط بد آب و هوا شد، حال، امروز اینگونه وانمود می شود که تاریخ انقلاب چنین شخصیتی را نمی شناسد. همه بوده اند ولی از آیت الله منتظری خبری نیست.

وی با انتقاد شدید از بیان تحریف شده تاریخ انقلاب افزود: مگر آیت الله منتظری نبود که می گفت برای مبارزه با رژیم باید در جهت تعمیق و گسترش مرجعیت امام خمینی تلاش نمود؟ و بر همین اساس به همه طلاب سفارش می کرد در سفر های تبلیغی مهمترین وظیفه شما تبلیغ مرجعیت امام است و در بیان مسائل شرعی موظف هستید از رساله امام استفاده کنید و در همین راستا در حد توان و بلکه بیش از توان خود با علمای شهرستانها تماس می گرفت و با نامه های تک امضایی و چند امضایی آن هارا به ترویج مرجعیت امام دعوت می نمود. با تمام توان جهت راه اندازی شهریه امام به همراه جمعی از متنفذین حوزه و بازار اقدام نمود و با همه مشکلاتی که وجود داشت تلاش نمود تا رساله امام چاپ شود و در اختیار مردم قرار گیرد. در صدور بسیاری از بیانیه های منتشره بر علیه رژیم شاه نقش اساسی داشت و حمایت مالی از نهضت اسلامی و افراد مبارز و خانواده های زندانیان و تبعیدی ها را یکی از وظایف اصلی خود می‎دانست. میزان مقبولیت و محوریت ایشان در انقلاب تا آنجا بود که امام خمینی در زمان تبعید، ایشان را به عنوان نماینده تام الاختیار خویش در ایران منصوب نمودند و حتی در وصیتنامه سال ۵۶ خود در امور مربوط به وجوه شرعی حضرات آیات حائری، سلطانی، پسندیده و منتظری را وصی خود قرار دادند که تنها کسی که به لحاظ جایگاه انقلابی و مبارزاتی جدای از جایگاه علمی و حوزویش در این جمع قرار گرفته آیت الله منتظری است که خود نشانه عمق توجه امام به شخص ایشان است. اگر اینها همه بوده است، پس ایشان در کجای نوشته ها و بیانات تاریخ نگاران حکومتی انقلاب جای گرفته است؟

عبدالله نوری در ادامه افزود: در عید نوروز سال۱۳۴۵ به دنبال دستگیری مرحوم محمد منتظری آیت الله منتظری نیز بازداشت شدند. در این بازداشت ابتدا شهید گرانقدر محمد را با وحشیانه ترین شکنجه های قرون وسطایی و حتی در حضور پدر شکنجه دادند تا شاید بتوانند ایشان را به اعتراف وادارند و سپس به سراغ خود آیت الله منتظری رفتند و سخت ترین شکنجه ها را نسبت به ایشان روا داشتند. آیت الله منتظری چند ماه پس از آزادی از زندان مجددا دستگیر و به مدت پنج ماه به زندان افتاد. در زمان برگزاری جشنهای تاجگذاری ایشان به مدت سه ماه به مسجد سلیمان تبعید شدند و پس از آن به ایشان ابلاغ شد که نباید به قم بروید ولی ایشان به قم مراجعت نمود و پس از آن به نجف آباد تبعید شدند. پس از چند ماه ساواک مجددا ایشان را دستگیر و پس از محاکمه به یک سال ونیم زندان محکوم کرد. آیت الله منتظری پس از سپری کردن دوران محکومیت، راهی قم گردید ولی رژیم مجدداً ایشان را به نجف آباد تبعید نمود. فعالیت ایشان در نجف آباد به گونه ای بود که مجددا ساواک به مرکز نوشت: "نمازجمعه منتظری یک پایگاه سیاسی برای مبارزه با رژیم است". نماز جمعه های نجف آباد و اصفهان از تأثیر گذارترین کانونهای مذهبی و مؤثر در پیروزی انقلاب بود که هر دو با فکر و پیگیری آیت الله منتظری به وجود آمد. بار دیگر آیت الله منتظری به سه سال تبعید در طبس محکوم شد. نامه سرگشاده آیت الله منتظری به علما و مردم مسلمان ایران در مورد اتحاد علیه امپریالیسم و صهیونیسم مجدداً خشم حکومت را برانگیخت. تسلیم ناپذیری ایشان سبب شد که در اواسط سال ۱۳۵۳ رژیم به تبعید مجدد وی تصمیم گرفت و ایشان را پس از گذشت یک سال از طبس به خلخال تبعید نمود. در خلخال نیز ایشان به مبارزه اش ادامه داد و مأموران رژیم در نهایت پس از گذشت حدود چهار ماه ایشان را به تبعیدگاه سقز منتقل نمودند. در تبعیدگاه سقز نیز ساواک از دیدار مردم با ایشان و مواضع سر سختانه آیت الله منتظری دچار نگرانی شده و تصمیم به بازداشت و انتقال ایشان به تهران گرفت . در تیرماه ۱۳۵۴ آیت الله منتظری را از تبعیدگاه سقز روانه زندان نمودند و در اوین مدت شش ماه را در سلول انفرادی با شدیدترین فشارهای روحی و جسمی گذراند و به ایشان گفته شد: "علت این که تو را از حوزه دور نگه می‎داریم و از این طرف به آن طرف می‎فرستیم این است که یک خمینی دیگر به وجود نیاید". و بالاخره در یک دادگاه نظامی به ده سال زندان محکوم گردید. و پس از گذراندن حدود سه سال ونیم از دوران محکومیت به همراه مرحوم آیت الله طالقانی در هشتم آبان ۱۳۵۷ از زندان آزاد شد. شاید هیچکس در جایگاه حوزوی آیت الله منتظری در طول دوره انقلاب به اندازه ایشان برای اسلام و ایران مبارزه و فداکاری نکرد و به اندازه معظم له آزار و اذیت و شکنجه جسمی و روحی تحمل ننمود.

در بخشی از پیام امام خمینی به مناسبت آزادی آیت الله منتظری آمده است: "هیچ از دستگاه جبار جنایتکار تعجب نیست که مثل جنابعالی شخصیت بزرگوار خدمتگزار به اسلام و ملت را سالها از آزادی-ابتدایی ترین حقوق بشر - محروم و با شکنجه های قرون وسطایی با او و سایر علمای مذهب و رجال آزادیخواه رفتار کند. خیانتکاران به کشور و ملت از سایه مثل شما رجال عدالتخواه می‎ترسند. باید رجال دین و سیاست در بند باشند تا برای اجانب و بستگان آنان هرچه بیشتر راه چپاول بیت المال و ذخائر کشور باز باشد".

(رفت به قسمت دوم)