مقاله ای با عنوان "ناگفته های گزارش 22 بهمن قم"؛ از : مهندس مصطفی ایزدی


ناگفته های گزارش 22 بهمن قم


تاریخ را کامل نگفتن، همانند تاریخ را تحریف کردن است. چرا که در هر دو صورت، دیگران را از دانستن حقیقت محروم می کند یا ذهن آنان را از راستی به کجی سوق می دهد. از آنجا که درست فهمیدن و نکو دانستن، جزء حقوق مردم است و مردم را از حق خویش بازداشتن نوعی طلم به حساب می آید. به یقین ظلم توسط هرکس که پدید آید جانکاه است و اگر توسط بخشی از اولیاء امور باشد جانکاه تر است.

پس از این بدیهیات، به خبر مهمی که در میان اخبار سرگرم کننده انتخابات ریاست جمهوری و پیامدهای آن، چندان به آن بذل عنایت نشد و خیلی ها با سردی از کنار آن گذشتند، اشاره می کنم و به بازگوئی تحریفات بخشی از آن می پردازم.

خبر این بود که جمعی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی، گزارشی از رخداد 22 بهمن 91 قم تهیه کرده و خلاصه ای از آن را در صحن علنی مجلس قرائت نمودند. احتمالا همه کسانی که مسائل سیاسی کشور را دنبال می کنند، می دانند که عده ای لباس شخصی و بعضا در لباس روحانیت، در مراسم راهپیمائی 22 بهمن شهر قم که دکتر علی لاریجانی سخنران آن بوده، اغتشاش نموده و به رئیس مجلس شورای اسلامی اهانت روا داشته اند. موضوع اغتشاش در مراسم گوناگون و حمله و اهانت به سخنرانان در ایران، بی سابقه نبوده و به دفعات زیاد در سراسر کشور و در سال های متمادی پیش آمده است، اما چرا این یک فقره، از نظر حاکمیت مهم جلوه نمود و تمامی مقامات ارشد و بلندپایه، آن را محکوم کردند و بالاخره پیرامون آن تحقیق انجام گرفت؟ کاملا روشن است: مراسم 22 بهمن در درجه اول اهمیت برای حاکمیت است و سخنران آن که توسط مخالفانش مورد اهانت قرار گرفته، رئیس یکی از قوای سه گانه کشور است. یعنی اغتشاشگران سازمان یافته و تجربه آموخته، عملیات ایذائی خود را تا دیوار به دیوار قله حاکمیت پیش برده و مهمترین مراسم ملی را به بازی گرفته اند.

برای هر آشنای به الفبای سیاست، روشن است که اگر عده ای خلافکار در طول بیش از سه دهه، برای هر اقدامی آزاد باشند و توسط بلندپایگان تلویحا یا صراحتا مورد حمایت قرار گیرند، روزی فرا می رسد که خلافکاران، دامن همین بلندپایگان را خواهند گرفت. مگر ضرب المثل « این شتر درب خانه همه می خوابد » بی جهت در فرهنگ سیاسی ایران جای گرفته است؟ این ضرب المثل پند آموزترین جمله برای کسانی است که چنین رخدادهای سیاسی سازمان یافته را می بینند و می شنوند اما در عین این که قدرت برخورد دارند، سکوت می کنند.

* * * * *

علت نوشتن این یادداشت برای بازگو کردن تحریفی است که در بخشی از گزارش کمیته مسوول بررسی رویداد 22 بهمن 91 شهر قم صورت گرفته است.

گزارش منتشره نشان می دهد :
الف – گروه سازمان یافته ای تحت مدیریت یا آموزش یکی از مراکز آموزشی -  حوزوی سرشناس قم، از سال 85 به دفعات در برهم زدن مراسم ، حمله و هجوم به بیوت علما و مراجع و اغتشاش علیه مخالفان فکری خود، نقش اصلی را داشته اند. این سابقه شناسی از نقاط با ارزش و افشاگرانه گزارشگران مجلس شورای اسلامی است.

ب – کسانی که اغتشاش در مراسم 22 بهمن 91 قم و تعرض به سخنران آن را سازماندهی و عمل کرده اند، پیش از آن، از طریق نشریه ای که در اختیار دارند، در ترور شخصیت مخالفان فکری خود، حتی اگر در حد علمای بزرگ و مراجع تقلید بوده اند، تلاش دامنه داری داشته و سعی کرده اند، چهره های خدوم دین و کشور را مرعوب نمایند. برای روشن تر شدن فعالیت این گروه سیاسی مذهبی، به بخشی از گزارش بررسی حوادث قم که در مجلس شورای اسلامی قرائت شده، استناد می کنم : « ج - سابقه موضوع. سابقه این گونه اقدامات متاسفانه در شهرستان قم وجود داشته و به کرات جریانات تند و افراطی خودسر با دریافت های شخصی یا محفلی حوادثی در قم یا مناطق دیگر ایجاد کرده اند که از جمله این اقدامات:

غائله 15 خرداد 1385 و مخالفت با سخنرانی ریاست محترم مجمع تشخیص مصلحت نظام و اهانت به ایشان. 2- حضور  در نماز جمعه قم و دادن شعار مرگ بر ضد ولایت فقیه هنگام ایراد خطبه توسط حضرات آیات امینی و جوادی آملی و استادی که باعث تکدر خاطر این عزیزان و وهن استادان حوزه گردیده است. 3 – حضور عده ای در حرم مطهر حضرت امام خمینی ( ره ) در سال 1388 که مقام معظم رهبری در دیدار با مردم آذربایجان در سالگرد قیام مردم تبریز صراحتا مخالفت خود را با این اقدام اعلام فرمودند.  4 – غائله حضور در مراسم روز قدس استان قم و دادن شعار علیه دکتر لاریجانی ریاست محترم مجلس شورای اسلامی.  5 - غائله تجمع در مقابل بیت حضرت آیت الله جوادی آملی و دادن شعار علیه ایشان و تعرض به ایشان. 6 - غائله تجمع مقابل دفتر حضرت آیت الله صافی گلپایگانی و دادن شعار علیه ایشان با مضامین : مرگ بر ضد ولایت فقیه و مرجع بی بصیرت. » ( جراید 16/5/92 )

ج –  تهیه کنندگان این گزارش در بند « د: تجزیه و تحلیل غائله » پس از مذاکره با مقامات محلی و مذهبی ( که اسامی آن ها در متن گزارش قید شده ) و جمع آوری مدارک و اسناد به این نتیجه رسیده اند که: « وقوع غائله همراه با سازماندهی بوده و در سطح تولید ادبیات خشونت و ایجاد انگیزش و در سطح عملیاتی دارای مقصرانی بوده است. » ( همان ) . بعد از این عبارت ، مقصران را معرفی کرده است. در پایان گزارش آمده که: « ضرورت دارد تا مسوولان امنیتی ، انتظامی ، نظامی و قضائی برنامه ریزی جامع و اقدامات لازم را در دستور کار خود قرا دهند. » ( همان )

د -‌ اما تحریفات این گزارش به تاریخ شروع غائله های سریالی قم که توسط افراد معلوم الحال و سازماندهی شده صورت می گرفته، برمی گردد. متاسفانه در این گزارش از غائله ها، اغتشاشات و مزاحمت های پیش از سال 1385 سخن به میان نیامده است. در صورتی که همگان می دانند که پیش از آن، حملات سختی به بعضی از بیوت مراسم و اشخاص روشنفکر و مستقل صورت می گرفته که متاسفانه مسوولان امنیتی، انتظامی، نظامی و قضائی که در گزارش  مجلس از آن ها درخواست رسیدگی به پرونده مقصران حادثه 22 بهمن قم شده، در آن موقع سکوت اختیار نموده و اقدامی به عمل نمی آوردند ، تا این که به امروز رسیدیم.

ه-‌ یک دهه از پیروزی انقلاب اسلامی سپری نشده بود که مراسم رسمی توسط مخالفان به هم زده می شد، اما نه تنها اقدامی برای برخورد با مجرمان صورت نمی گرفت، بلکه به برگزارکنندگان مراسم مورد اشاره، یا به سخنرانان آن ایراد گرفته می شد که چرا به گونه ای برنامه اجرا کردید و یا حرف هائی زدید که مردم تحریک شوند و مراسم را به هم بریزند؟

از جمله جاهائی که به دفعات مورد هجوم افراد بعضا شناخته شده قرار گرفته، بیت و دفتر آیت الله العظمی منتظری و دفانر نمایندگان ایشان در سراسر کشور بود.

در این یادداشت به برخی از این حملات که با هدف از بین بردن شخصیت ، محبوبیت و اراده فقیه عالیقدر و نیز تنزل دادن مقام مرجعیت شیعه صورت می گرفت و جای آن ها در گزارش نمایندگان مجلس خالی است، اشاره می کنم.

می دانیم که در اولین روزهای سال 1368، آیت الله العظمی منتظری در یک فرآیند سیاسی که هنوز  بعضی از زوایای آن روشن نشده، از رهبری بعد از امام خمینی، معاف شد. از آنجا که ایشان تمایلی به آن مسوولیت نداشت، و خود نیز موافق این بود که در حوزه همچنان به درس و بحث بپردازد، آن رخداد، از هرگونه تبعات سیاسی و امنیتی عبور کرد و همه چیز به آرامی پیش می رفت تا این که مخالفان او، که صرفا مخالف رهبری اش نبودند، بلکه مخالف هر نوع فعالیت علمی، آموزشی، سیاسی و حتی مخالف زندگی کردن آن دانشمند عظیم الشان بودند. از همان آغاز، توپخانه های رسانه ای خود را علیه آن بزرگوار روشن نمودند، به گونه ای که آشکارا پیام ضدیت تام و تمام با ایشان را به بعضی از مخالفان تندرو و افراطی او می رساندند و آنان را تحریک به عملیات ایذائی می کردند. صد البته که این پیام ها و بعضا دستورالعمل ها موثر افتاد و انواع و اقسام تحرکات و برخوردها در مواجهه با شخصیت دوم انقلاب اسلامی صورت گرفت. شرح این قصه پر غصه، مثنوی هفتاد من کاغذ می خواهد که می گذارم و می گذرم. اما چون گزارش رخداد قم در 22 بهمن 91 در مرکز قانون گزاری ایران قرائت شد و علی القاعده جز اسناد رسمی ثبت و ضبط خواهد شد، لازم دیدم این تکلمه را بر آن داشته باشد.

در خرداد ماه 1368 که فقیه عالیقدر از مردم و حوزویان برای برگزاری مراسم رحلت امام خمینی در مسجد اعظم قم دعوت کرده بود و مجلس با شکوهی با حضور جمع زیادی از علماء و فضلاء و شخصیت های سیاسی و مذهبی تشکیل گردید، ناگهان جمعی از لباس شخصی های سازمان یافته، ‌اقدام به دادن شعارهای سخیف کردند و مجلسی که یاد و نام امام خمینی در آن بزرگ داشته می شد، به هم زدند و جمعیت زیادی را که  دعوت حضرت آیت الله منتظری را پذیرفته بودند، به ویژه مراجع تقلید و اعاظم حوزه علمیه به رنج و زحمت انداختند. بر اثر رفتار زشت و ضد انسانی آن عده، مجلس بهم ریخت و همه نگران جان مقامات بلند پایه حوزه علمیه شدند که حضرت آیت الله صانعی چند دقیقه ای صحبت کرده و ختم جلسه را اعلام نمود. این لباس شخصی ها، از همان موقع نزد مردم قم و علما و طلاب حوزه، شناخته شدند، اما کسی حاضر نشد، با آنان برخورد نماید.

در دیماه 1368، مجلس شورای اسلامی لایحه یا طرحی را در دست تصویب داشت که بر اساس آن، ایران دست به استقراض خارجی بزند. آیت الله منتظری از این موضوع خبردار شد و در حین درس خارج خود که برای جمع زیادی از شاگردانش، ایراد می کرد، این امر را بر خلاف اهداف انقلاب اسلامی اعلام نمود و گفت، آیت الله سید محمدرضا سعیدی در اعتراض به استقراض خارجی توسط رژیم پهلوی، دستگیر و در زندان به شهادت رسید. این اظهارنظر خیرخواهانه و استقلال طلبانه، برای ایشان هزینه در بر داشت، به این صورت که جمعی از فریب خوردگان تحت امر مخالفان فقیه عالیقدر، به طور سازمان یافته به بیت و دفتر ایشان حمله کرده و با بدترین شعارها و عبارات ناروا، وی را هتک کردند، متاسفانه عده ای از طلاب و روحانیونی که چندان با وقایع قبل از پیروزی انقلاب آشنا نبود، توسط تعدادی از لباس شخصی ها در یکی از میدان های قم گرد آمدند و فرزند شهید آیت الله سعیدی،‌ با کمال ناباوری و بدون توجه به خون پاک پدرش که در راه عظمت اسلام و استقلال ایران ، ‌سلول های زندان ساواک را رنگین کرده بود، در آن جمع سخنرانی کرد و اعلام نمود که پدرم به خاطر اعتراض به استقراض خارجی شهید نشده است.

چند روز پیش از 22 بهمن 1371، آیت الله منتظری در جریان تدریس در حسینیه شهدای قم، از همگان خواست که در راهپیمائی 22 بهمن شرکت نمایند. سپس برای این که همه مردم از جمله منتقدان به عملکرد مقامات نیز در این راهپیمائی ملی و میهنی حضور پیدا کنند، توضیح داد که راهپیمائی سالگرد پیروزی انقلاب، برای بزرگداشت اهداف انقلابیون مسلمان است و شرکت در آن به مفهوم، ‌تایید عملکرد متولیان امور نیست. توضیحی که واقعی و عاقلانه بود. این اظهارنظر، کسانی را که با آزادی بیان و نیز با پیشبرد اهداف انقلاب مخالفند، برانگیخت که مجددا به آزار  فقیه عالیقدر بپردازند،‌ لذا لباس شخصی ها را که لابلای آن ها، طلاب دینی نیز دیده می شد، بسیج نموده تا علیه ایشان پرخاشگری کنند. آنگاه به موقع شب، با قطع برق و تلفن مسکونی آیت الله منتظری به بیت و دفتر ایشان یورش برده و گرفتاری های زیادی برای وی و همسایگانش فراهم کردند.

در اوایل دیماه 1373، فقیه عالیقدر بر حسب وظیفه دینی و انسانی خود نصایح لازمی را برای مردم و مسوولان بیان داشت. پس از آن در دو سه روز متوالی عده ای از لباس شخصی ها و لباس غیر شخصی ها، با یورش به محل درس آیت الله منتظری و به هم زدن کلاس علوم اسلامی و شکستن تریبون و صندلی درس و بحث مرجع تقلید شیعیان، غیر منتظره ترین خلاف های ممکن در حوزه علمیه قم را رقم ردند. این اقدامات سازمان یافته و بدور از شأن و شئون روحانیت و حوزه ها، بقدری زشت و نفرت انگیز بود که تعدادی از بزرگان حوزه را به عکس العمل واداشت و از مقامات مسئول درخواست کردند که جلوی این رفتارهای ناپسند را بگیرند، اما کسی به این درخواست ها توجه نکرد.

در اواخر آبان ماه 1376، آیت الله منتظری در یک سخنرانی به مناسبت میلاد مسعود امام علی(ع)، با بهره گیری از روش حکومتداری آن حضرت، تذکراتی را به مقامات بلندپایه کشوری و لشکری و اطلاعاتی داد. این تذکرات، خشم عده ای را برانگیخت و حمله به بیت و منزل شخصی و دفتر آن حضرت را سازمان داده و فجایعی را به بار آوردند. پس از آن ایشان به یک حصر خانگی حدودا 5 ساله مبتلا شد که بیان جزئیات آن بر این  قلم نمی رود.

در پایان پائیز 88 ، به مناسبت رحلت آن بزرگمرد رنجدیده و آن مرجع بیدار و آگاه شیعه، پس از آن که افراد سازمان یافته مانع از برگزاری مراسم رسمی تعزیت برای ایشان در مسجد اعظم قم شدند،‌ خانواده بزرگوار و داغدار آن عالم دینی و جمعی از مقلدان و دوستداران ایشان در بیت معظم له گرد آمدند که باز هم بلای همیشگی لباس شخصی های سازمان داده شده، بر این گردهمائی اندوهگین، داغدیده و پدر از دست داده نازل شد، جمعی از خودسره یا غیر خودسره به جمع عزادار یورش آورده و حضار را از قرائت فاتحه و قرآن محروم نمودند. این در شرائطی بود که قم به دلیل رحلت جانگداز فقیه عالیقدر و تشییع جنازه باشکوه و غیر منتظره او، مرکز خبر و گفت و گو و