بیانیه ها در واکنش به هتک حرمت مرجعیت، و پلمب دفتر آیت الله العظمی منتظری

بیانیه های شخصیت ها و مجامع سیاسی و مذهبی در واکنش به هتک حرمت مرجعیت، و پلمب دفتر آیت الله العظمی منتظری

نامه همدردی مهندس عزت الله سحابی

بسمه تعالی

 خدمت حضرت حجة الاسلام احمد منتظری

 سلام علیکم بما صبرتم فنعم عقبی الدار 

 حادثه درد آور حمله به بیت مرحوم خلد آشیان آیت الله العظمی منتظری و تخریب آن قطب تحقیق معارف مقدس اسلامی و آموزش روح اخلاص توحیدی برای هر مسلمان دردمند، من جمله این بنده، بسیار تلخ و جانسوز بوده و هست. چه می توان کرد، فعلا روزگار ملاحم است و جز صبر و پایداری و امید به رحمت و برکات پروردگاری بستن راه دیگری نداریم .

 خداوند به سرکار عالی و بازماندگان و بیت معظم آن بزرگوار، صبر و تحمل عطا فرماید.

 ارادتمند و دعاگو

 عزت الله سحابی

 29/3/1389

 
نامه همدردی حجةالاسلام دکتر محسن کدیور 

 إنّا لله و إنّا الیه راجعون

حضرت حجة الاسلام و المسلمین حاج شیخ احمد منتظری

پس از سلام و تحیت، خبر حمله مأموران لباس شخصی به دفتر شیخنا الاستاد مرحوم مغفور آیت الله العظمی منتظری (رضوان الله تعالی علیه)، تخریب اسباب و اموال بدون کمترین ممانعت نیروی انتظامی، و پلمب دفتر معظم له توسط مأمورین وزارت اطلاعات با حکم دادگاه غیرقانونی ویژه روحانیت باعث تأسف شدید شد. اینکه نظام جمهوری اسلامی در کمتر از شش ماه از رحلت پرعزت فقیه متأله اقدام به بستن دفتر وی می کند، نشان از ضعف مفرط حکومت از یک سو و زنده بودن راه و یاد آن مرجع مجاهد از سوی دیگر دارد. الَّذِینَ یَسْتَحِبُّونَ الْحَیَاةَ الدُّنْیَا عَلَى الْآخِرَةِ وَیَصُدُّونَ عَن سَبِیلِ اللَّـهِ وَیَبْغُونَهَا عِوَجًا أُولَـٰئِکَ فِی ضَلَالٍ بَعِیدٍ (ابراهیم /3)

در تاریخ ایران این همه اجحاف و ظلم به علمای دین و فقیهان نزیه سابقه ندارد. محمدرضا شاه پهلوی علیرغم همه کینه اش نسبت به اسلام و علما هرگز جرأت نکرد به دفتر مراجع اینگونه سبعانه حمله برد، اقدام به تخریب بیت علما کند، یا دفتر ایشان را پلمب کند. اکنون معنای عمیق سخن میرزای نائینی در تنبیه الامه بیشتر آشکار می شود که خطرناکترین نوع استبداد، استبداد دینی است.بیشک چنین اقدام شنیعی که هتک حرمت مرجعیت و فقاهت است جز با اذن ویژه جناب آقای خامنه ای امکان وقوع ندارد و ایشان در این فاجعه مولمه مسئولیت مطلقه دارند.

ولایت جائر با غارت و تخریب و یورش مغول وار به دفتر استاد و دفتر مرجع مبارز آیت الله العظمی صانعی و حمله و تخریب خودروی حجت الاسلام و المسلمین کروبی بر سیئات اعمال خود افزود و خود را در پیشگاه خلق و خالق رو سیاه تر کرد. اینکه حرامیان بی خرد ولایت پیشه دومین روز ماه رجب – ماه حرام – را برای هجوم خود به بیوت مرجعیت انتخاب کرده اند خبر از استیصال آنها دارد.

اما ظالمان بیخبرند که با پلمب دفتر و انسداد بیت، راه منتظری مسدود نمی شود. چرا که راه منتظری همان راه عدالت جوئی و حق طلبی و آزادگی است. یرِیدُونَ لِیُطْفِئُوا نُورَ اللَّـهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّـهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ کَرِهَ الْکَافِرُونَ (صف /8). منتظری نماینده رشید اسلام سیاسی رحمانی در زمانه ما بود. او با شفاف ترین وجه ممکن به ملت ایران اعلام کرد که این حکومت نه جمهوری است و نه اسلامی. اعلم فقیهان قم کارشناسانه فرمود این ولایت فقیه نیست، ولایت نظامیان است. طبیعی است که ولایت جائر و پاسداران استبداد دینی از مرده منتظری هم همانند زنده اش بهراسند. راه منتظری یادآور رحمت نبوی، عدالت علوی و آزادگی حسینی است. منتظری عیار آزادگی و مسلمانی در زمانه ماست. دفتر منتظری قلوب ملت وفادار ایران است، و قلوب شهروندان از ولایت جائران بیرون است.

جنبش سبز ملت ایران امروز بیاری خدا در آغاز دومین سال تولدش شکوفاتر از گذشته در راهی که رهبر معنویش ترسیم کرده به پیش می رود: پرفایده ترین و کم هزینه ترین شیوه امر بمعروف و نهی از منکر. معترضان مسالمت جو دم بدم بر جمعیتشان افزوده می شود و ارباب قدرت به سرعت با ریزش نیرو مواجه اند. با توجه به ادبار فراوان فقیهان ساکت و مراجع میانه رو نسبت به حکومت جور، پلمب دفتر استاد و تخریب بیت و دفتر آیت الله صانعی برای زهرچشم گرفتن از مراجع و فقها بود که اگر از ولی امر انتقاد کنید و اگر از معترضان حمایت نمائید با شما آن می رود که با نوه بنیانگذار جمهوری اسلامی و آیت الله صانعی و دفتر آیت الله منتظری رفت. پس بهراسید و بترسید و دندان به جگر بگیرید و دم برنیاورید.

اکنون نوبت با مراجع عظام و علمای اعلام است که با تأسی به شیوه آیت الله العظمی منتظری که همان سنت حسنه اهل بیت پیامبر (ص) است به ائمه جائر مسلمین نصیحت کنند و از منکر نهی نمایند والا شرارِ امت بر جامعه بیش از این مسلط می شود و ادعیه مستجاب نمی شود و نقمت نازل می گردد. مماشات با اقبح منکرات که همانا استبداد و ظلم است خسارات جبران ناپذیری در پی دارد.

خدا را سپاس می گویم که بیت رفیع مرجعیت نشان دادند که به وصایای آن فقید سعید موبه مو عمل کردند و یقینا روح والد ماجدشان را شاد کردند. تصمیمات و مواضع بیت آیت الله العظمی منتظری در این شش ماهه فراق به صلابت دوران حضور معظم له بوده است. دل قوی دارید که نصر خدا نزدیک است. وَسَیَعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنقَلَبٍ یَنقَلِبُونَ (شعرا/227)

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته.

محسن کدیور

24 خرداد 1389- دوم رجب 1431 

 
 
بیانیه حجة الاسلام مهدی کروبی

 
بسم الله الرحمن الرحیم

...

ملت عزیز ایران

همانطور که می دانید و پیشتر هم اشاره کردم در یک سال گذشته پرده حجب و حیا از سوی کسانی که خود را وابسته به مراکز قدرت می دانند دریده شد و پیاده نظام این جریان در رسانه ها و سایت هایی که از پول نفت و بیت المال ارتزاق می کنند چنان آتشی بر خیمه نظام و انقلاب زد که ترکش های آن به همه خدمتگزاران و انقلابیون از جمله بیت معزز حضرت امام و نوه عالم و اندیشمند ایشان حاج سید حسن خمینی و دیگر مراجع بزرگ شیعه نیز اصابت کرد. سامان دهی عده ای از مواجب بگیران در ۱۴ خرداد و شکستن حرمت بیت امام در کنار مرقد ایشان را دیدیم و سیل محکومیت این فعل ابلهانه از سوی مردم و علمای بزرگ و مراجع تقلید را هم به نظاره کردیم. در مقابل واکنش مردم و علما اما یک روزنامه که حریمی اهریمنی دارد و هیچ چارچوب و حد و مرزی برای گستاخی و فحاشی قائل نیست همچون گذشته در دفاع از رفتار اوباش پیاده نظام، به توهین مضاعف به نوه امام پرداخت گویی بدان دلیل که جرم آن عزیز ایستادن در کنار ملت بود. این روزنامه اهریمنی به همین مقدار بسنده نکرد و با ساختار شکنی عجیبی به حریم مراجع نیز وارد شد و آنان را به سبب آنکه توهین به بیت امام را محکوم کرده بودند مورد پرسش و تهدید قرار داد. این روزنامه مراجع را متهم به ملاحظه کاری کرد و از آنان پرسید که ” کدام ملاحظه می تواند با دفاع از حریم اسلام و انقلاب برخاسته از آن برابری کند؟ ” باید تاسف خورد بر کسانی که کمترین درک و فهمی از آموزه های اسلامی و انقلابی امام نداشته اند و ندارند و با این حال می خواهند درک آلوده به قدرت خود را با زور و زندان و تهدید به دیگران از جمله مراجع بزرگ و محترم شیعه تحمیل کنند. حال آنکه مرجعیت شیعه دارای تاریخ و جایگاهی رفیع و حافظ آیین محمدی در ایام غیبت است. آنها اما مراجع را نیز مطیع قدرت خود می خواهند و از همینرو پیاده نظام خود را به بیت مراجع می فرستند تا آنها را به بصیرت دعوت کنند و آنگاهی که دعوت به بصیرت گرهی از کار فروبسته شان نمی گشاید، عده ای را اجیر می کنند تا نیمه شب در کمال توحش به بیت آیت الله العظمی صانعی و دفتر مرحوم آیت الله العظمی منتظری حمله کنند و خواستار خروج آنان از قم شوند. تاملی در اخبار این حوادث و فیلم های این حملات وحشیانه به بیوت مراجع و روایات نزدیکان آیت الله صانعی و بیت آیت الله منتظری از این حملات سبعانه کافی است تا پاسخی به این پرسش بیابیم که آیا جایگاه مرجعیت و علمای دین در طول تاریخ شیعه تا کنون چنین مورد بی حرمتی واقع شده است؟ و آن بسیج مردمی که با رمز یا زهرا(س) به متجاوزین به خاک کشور یورش می برد کارش به کجا رسیده است که ساعت ۵/۳ نیمه شب به بیوت مراجع حمله و به تخریب و غارت اموال و کتب دینی می پردازد؟ به راستی چه کسی مسئول و پاسخگوی این انحراف عظیم است ؟ به یاد داریم که قبل از پیروزی انقلاب اظهار نظر گستاخانه یک نفر در روزنامه اطلاعات نسبت به یک مرجع دینی چه طوفانی در کشور به پا کرد و امروز در روزنامه ای که عنوان نمایندگی رهبری را یدک می کشد چگونه به مراجع دین توهین می شود. شاید حریم اهریمنی و حمایت های مادی و امنیتی بی شمار امروز مانع از پاسخگویی مردم به این حرمت شکنان شود اما این گستاخی ها هرگز از اذهان مردم پاک نخواهد شد. و آیا اگر مردم نیز سکوت کنند خدا در برابر چنین ظلمی به بزرگان دین و اسلام سکوت خواهد کرد؟

از یاوه گویی های آن سرمقاله اگر بگذریم، در سرمقاله آن روزنامه اهریمنی نکته قابل تامل و درستی نیز بیان شده بود و آن، همین سخن امیرالمومنین علی (ع) بود که افراد را باید با معیار ” حق ” سنجید و نه ” حق ” را با معیار افراد. به راستی تعریف حق و عدالت از منظر آقایان چیست و چگونه می توان مطالبه حق رأی مردم را با گلوله پاسخ داد و آنگاه از حق نیز سخن گفت؟ اساس مطالبه مردم در روزهای پس از انتخابات، تنها حق رأی شان بود و به دنبال جنایات بی حد و حصر در کهریزک و سایر بازداشتگاه های غیر قانونی و قانونی بود که مطالباتی دیگر بر مطالبه اولیه مردم افزوده شد، که مگر می شد مردم را به گلوله بست و از آنها خواست که از این خون ریخته شده و مسببان آن نپرسند؟ اما چه کسی طرح این مطالبات حقه و پرسشی حداقلی درباره رای خود را از ابتدا در مخالفت با ولایت فقیه تلقی کرد؟ چرا با توسل به ولایت فقیه تیشه به ریشه قانون اساسی و جهوری اسلامی برخواسته از رأی مردم زده و اختیار و دامنه ولایت فقیه آنقدر توسعه داده شد که بعید می دانم در مواردی این مقدار اختیار از سوی خداوند به پیامبران و ائمه معصومین نیز داده شده باشد و حتی گمان نمی کنم که خدا چنین حقی برای چنین برخوردی با بندگان را برای خودش نیز درنظر گرفته باشد؟ تاریخ شیعه انتقاد از حاکم را نه تنها لازم بلکه واجب شرعی می داند: “النصیحه لائمه المسلمین”. امام صادق می فرمایند که “احب اخوانی الی من اهدی الی عیوبی” اما می بینید که آقایان اظهار نظر و بیان دیدگاه افراد را تقابل با ولایت فقیه تفسیر می کنند. رهبری در مورد انتخابات نظر خود را اعلام کردند اما آنچنانکه دیدیم مردم در کمال احترام به ایشان، نظری دیگر داشتند و آن مطالبه رأیی بود که به صندوق انداخته بودند. مگر می شود با کهریزکی کردن مردم و آباد کردن قبرستان ها درک شعور و حق پرسش را از مردم سلب کرد و به بهانه نظر رهبری به مراجع و بیت و یاران امام با توسل به اوباش حمله کرد و اصول قانون اساسی را زیر پای سرکوبگرانه خود له کرد؟ یاران امام و مردم هوشیار هنوز  سنت و سیره عملی آن عزیز سفر کرده را فراموش نکرده اند. ایشان بارها مطالبی فرمودند و مسئولین بنا به درک و نظر خود به گونه ای دیگر عمل کردند و با این حال نه امام ناراحت شدند و نه کسی به آنان اعتراض کرد و نه آن مسئولان که نظری مخالف دیدگاه امام داشتند از حقوق اجتماعی خود مرحوم شدند. آیا اگر اعلم علما و مرجع دینی و ولی فقیه نیزدر پایان رمضان، ماه را ندید و بر اساس معیارها به صدور حکم عید فطر نرسید ولی چوپان یا کارگری ساده و بی سواد دربلندای افق کوه های محل زندگی خود ماه را دید و افطار کرد، او ضد ولایت فقیه، مخالف نظام، مشرک، محارب و وابسته به آمریکا و صهیونیسم است؟ گیریم که آقایان متوجه دزدیدن رای مردم نشده اند اما مردم این اتفاق را به چشم دیده باشند حال آیا می توان آنها را ضد ولایت فقیه و مشرک و محارب خواند؟ به راستی پرسیدن از رای خود چه ربطی به ضدیت با دین و اسلام و ولایت فقیه دارد؟ علاوه بر این در حوزه دین  آزادی بخش و جهانی اسلام که مخالف و معاند می توانند در حضور امام معصوم به بحث و مناظره و جدل پرداخته و حتی در خصوص انکار خدا هم صحبت کنند  چگونه است که عده ای، درخواست رسیدگی و احقاق حق را جرم و مخالفت با ولایت فقیه می دانند؟



والسلام

مهدی کروبی

۳۰/۳/۱۳۸۹

 

بیانیه مهندس میرحسین موسوی

 بسمه تعالی

 خودداری از صدور مجوز راهپیمایی برای روز ۲۲ خرداد بیش از هر چیز نشان دهنده ترس دولتیان از تکرار حماسه ۲۵ خرداد سال ۸۸ است.

 آرایش نظامی- امنیتی بی‌سابقه درتهران نشان می‌دهد که علی‌رغم یک سال سرکوب و حبس واستفاده یک‌سویه از صداوسیما و رسانه‌های دولتی و هزینه‌های هزاران میلیارد تومانی، تمامیت طلبان نتوانسته اند مردم را به صداقت و صحت عمل خود متقاعد سازند. که اگر می‌توانستند چه نیاز به این همه هزینه و لشگرکشی