چرا هتک حرمت مرجعیت شیعه و فقیه عالیقدر آیت الله العظمی منتظری؟!


 چرا هتک حرمت مرجعیت شیعه و فقیه عالیقدر آیت الله العظمی منتظری؟! 



بسم الله الرحمن الرحیم

 
« دفاع از مظلوم و امر به معروف و نهی از منکر جزء دین است و نمی شود به کسی گفت شما دین نداشته باش. » ( از بیانات فقیه عالیقدر(ره) )

 بر اساس وظیفه انسانی و اسلامی و در دفاع از مرجع تقلید مظلوم شیعه حضرت آیت الله العظمی منتظری (رضوان الله تعالی علیه) مطالبی را مطرح می کنم.

 اینجانب پس از تقلید از حضرت امام (ره) از فقیه عالیقدر (ره) تقلید نمودم و طبق فتوای برخی از مراجع جلیل القدر چنانچه اعلمیت مرجع تقلیدی محرز شود پس از رحلت آن مرجع بقاء تقلید بر آن مرجع لازم است. از طرفی مابقی مراجع با آن شرایط قید شده تقلید از مرجع میت را نیز بلامانع می دانند. خدا را شاکرم که معظم له را به عنوان مرجع تقلید انتخاب نمودم.

 با توجه به آیه 11 سوره "حجرات" : (... و لا تلمزوا انفسکم و لاتنابزوا بالالقاب بئس الاسم الفسوق بعد الایمان و من لم یتب فاولئک هم الظالمون) : « و از یکدیگر عیب جویی نکنید و همدیگر را به لقب های زشت مخوانید، بد نامگذاری است فسق پس از ایمان و آنانکه توبه نکنند آنهایند که ستمکارند.» مومنان خداشناس هرگز به یک مرجع تقلیدی که عده کثیری از مسلمانان مقلد و ارادتمند به ایشان هستند جسارت نمی کنند، حال سوال این است چرا رسانه ملی حرمت مرجعیت را نگه نمی دارد؟ چرا مرجعیت شیعه را این گونه هتک می کند؟ چرا این نهاد با قدمت دیرینه را مورد اهانت قرار می دهد؟ چرا به عقائد و مقدسات مردم توهین می کند؟ مگر معاد و قیامت و حساب و کتابی در کار نیست که این گونه مرجعیت را هتک حرمت می کند؟!

 در اصل بیست و دوم قانون اساسی آمده است: « حیثیت، جان، مال، حقوق، مسکن وشغل اشخاص از تعرض مصون است مگر در مواردی که قانون تجویز کند. »

 با توجه به اصل فوق نمی دانم چرا حرمت فقیه عالیقدر (ره) در جمهوری اسلامی شکسته می شود؟!! و حتی در ایام چهلم رحلت بزرگ پاسدار حریم تشیع به جای تجلیل از مقام شامخ مرجعیت شیعه و بدون اعتنا به قانون اساسی رسماً در رسانه ملی به ایشان توهین و چند اصل قانون اساسی را نقض می کنند.

 با توجه به توصیه حضرت امام (ره) به مجلس شورای اسلامی دوره دوم: « اگر در مجلسی به کسی که حاضر نیست و راه به مجلس ندارد که از خود دفاع نماید حمله ای شد. به او اجازه داده شود یا در مجلس از خود دفاع کند و اگر قانوناً اشکالی در این عمل می بینند، رادیو تلویزیون و مطبوعات این وظیفه سنگین را به دوش کشند تا حق مظلومی ضایع نشود و شخصیتی بی دلیل خرد نگردد. » (صحیفه نور، جلد 19، صفحه 9). ولی متاسفانه شاهدیم که یکی از افراد سرشناس کشور که قبلاً به عنوان قائم مقام رهبری مطرح بوده است، حقوق اولیه شهروندی اش حتی پس از رحلت آن بزرگوار رعایت نمی شود.

 آیا این است اجر و مزد کسی که در مقابل رژیم ستمشاهی با تمام قامت و با تمام وجود ایستاد و از کلمه طیبه توحید دفاع جانانه نمود و خود و خانواده خویش را در سرما و گرما آواره این شهر و آن شهر نمود؟!!

 آیا این است اجر و مزد کسی که درچنگ ساواک سفاک در حین بازجوئی حاضر نبوده است بدون پیشوند آیت الله نسبت به حضرت امام(ره) بازجوئی شود و بدون ذره ای ترس از آن شکنجه خانه های دهشتناک دژخیمان شاه و حتی مرگ سرخ همانند یاران صدیق حضرت محمد بن عبدلله (ص) جانانه مقاومت کرد؟ تا جائی که اینجانب در زندان شاهد بودم که مارکسیست ها استقامت ایشان را می ستودند.

 آیا این است اجر و مزد کسی که پس از آن همه فداکاری و جانفشانی  در بین مبارزین و بدون وجود هرگونه تشکیلات حزبی و گروهی با عنوان قهرمان قهرمانان مبارزین و بعنوان دومین شخصیت انقلاب بین دوست و دشمن مطرح بوده است.؟

 حضرت امام به حدی به فقیه عالیقدر اعتماد داشتند که دو بار ایشان را وصی خود قرار دادند:

 مرحله اول: « در تاریخ 26 محرم 1398 وصی خود قرار دادم حضرات حجج الاسلام آقای حاج آقا مرتضی پسندیده و آقای حاج شیخ مرتضی حائری [پدر خانم حاج آقا مصطفی] و آقای حاج سید محمد باقر سلطانی [پدر خانم حاج سید احمد آقا] و آقای حاج شیخ حسینعلی منتظری – دامت برکاتهم را در امر وجوهی که در قم یا سایر بلاد ایران نزد وکلای اینجانب ...» (صحیفه امام، جلد 3، صفحه 25)

 مرحله دوم: « غره ربیع الاول 1400 ... و وصی خود قرار دادم حجت الاسلام و المسلمین آقای پسندیده، اخوی مکرم و جناب حجت الاسلام و المسلمین آقای منتظری – دامت افاضاتهما – راجع به جمیع امور، خصوصاً مربوط به وجوه شرعیه ... و این دونفر وصی مطلق من هستند.» (صحیفه امام، جلد 12، صفحه 120)

 نمی دانم چرا رسانه ملی آن هم در ایام چهلمین روز رحلت اسوه صبر و استقامت حضرت آیت الله العظمی منتظری(ره) اقدام به پخش آن برنامه کذائی و عوام فریبانه و دور از واقعیت نمود؟ آیا نمی دانند که مدارک و اسناد نیز گویای همین مطلب است.

 تا زمان حضرت امام (ره) و پس از مرحوم حاج احمد آقا (ره) که از طرف حضرت امام(ره) مسئول مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی بودند، نامه ای به عنوان 6/1/68 منسوب به حضرت امام (ره) از رسانه ملی و دیگر رسانه های رسمی کشور پخش نشد و صحیفه نور هم که تا آخرین روز حیات حضرت امام (ره) را ثبت نموده است اثری از نامه 6/1/68 در آن نمی باشد و فقط نامه 8/1/68 منسوب به حضرت امام (ره) که در همان تاریخ بصورت رسمی از رسانه ملی و دیگر رسانه های رسمی کشور منتشر شد. حال چرا در ایام چهلم رحلت فقیه عالیقدر به جای تجلیل از ایشان نامه 6/1/68 را که در آن زمان هرگز از رسانه ملی و دیگر رسانه های رسمی کشور پخش نشده بود پخش کردند؟!! چرا نامه 8/1/68 که در آن زمان به صورت رسمی پخش شد، در آن برنامه های صدا و سیما اشاره ای به آن نشد؟!! مگر هر دو نامه از امام (ره) نیست؟ چرا سیاست یک بام و دو هوا دارند؟!!

 ای کاش اندکی استدلال و منطق و برهان بر رسانه ملی حاکم بود تا بدانند نامه دومی، نامه اول را نسخ و باطل می کند و با افکار و مقدسات امت این گونه بازی نمی کردند! ای کاش مقداری انصاف، مروت و وجدان را رعایت می نمودند و با پخش این گونه برنامه ها بذر بدبینی نسبت به مرجعیت شیعه نمی کاشتند!

 ای کاش تا این حد مرجعیت شیعه را مبتذل نمی کردند، که نتیجه آن به ویژه در نسل جوان، دین گریزی و به سوی بی بند و باری سوق یافتن است.

 ای کاش حرمت مرجعیت را که قدمت بیش از هزار سال دارد نگه می داشتند و برای تصاحب چند صباحی کرسی ریاست دنیا، این گونه قضاوت یکطرفه نمی کردند.

 ای کاش با آن همه تعریف و تمجیدها که حضرت امام از فقیه عالیقدر - که اسناد آن در صحیفه نور و یا صحیفه امام موجود است و شاهد بودیم که از هیچ شخصیتی این چنین تعریف و تمجید نشده است – آقایان حرمت نگه داشته و از سیره زشت مرجع زدائی که نتیجه اش دین زدائی است پیروی نمی کردند.

حضرت آیت الله منتظری(ره) در دفاع از اسلام و نظام با تمام وجود و هستی خویش همانند قبل از انقلاب هرکاری را که تشخیص می دادند برای اسلام و نظام مفید است اصلاح گرایانه انجام می دادند و همیشه پیروزی و پیشرفت اسلام را بر منافع شخصی خویش و خانواده مقدم می دانستند.

معظم له در طول عمر با برکتش ثابت نمود که با پیروی از مولای خویش سرور آزادگان حضرت سیدالشهداء (ع) پیروزی اسلام را مقدم بر جان، آبرو و حیثیت خود بداند و خود را موظف به فداکردن تمام هستی خویش در راه اسلام و قرآن می دانست.

اگر همه نیروهای دلسوز نظام با همان دیدگاه و با پیروی از فقیه عالیقدر (ره)، دلسوزانه به دنبال رفع ایرادها و نواقص نظام بودند و بدون ترس از   این که ممکن است آبرو، شخصیت و مقامشان در خطر قرار گیرد - با توجه به این که ایران در دنیا تنها کشور شیعه اثنی عشری است و پیشوایانی همانند حضرت سیدالشهدا (ع) دارد - با سپری شدن سی سال از انقلاب اسلامی، امروز باید حداقل یکی از کشورهای مترقی منطقه بودیم، البته هیچ کس منکر نیست که ما پیشرفتی هائی داشته ایم چرا که برخی کشورهای عقب افتاده هم بالاخره در جهان امروز پیشرفت کرده اند! لکن آن پیشرفتی که لااقل تا حدودی مورد قبول دانشمندان و فرهیختگان غیر از وابسته به نظام و حتی مورد اعتراف دشمنان است، مشاهده نمی شود. اگر همه مصلحین نظام مثل فقیه عالیقدر(ره) بوده و سکوت اختیار نمی کردند، امروز با این چالش های جدی، خطرناک و بنیان کنی مثل فساد، اعتیاد، تهمت و افترا و مشکلات سرسام آور اقتصادی و ورشکستگی، عدم مدیریت صحیح کشور و شعارهای ساختارشکنانه نسل تربیت شدگان و متولدین پس از انقلاب روبرو نبودیم.

خدایا از تو می خواهم تا پایان عمر در یاری و دفاع از مظلومان و حق گویان و حق پویان استوار و پایدار و ثابت قدم باشم؛ الهی آمین.

 قم – حبیب الله امیری

1388/12/25