نظری بر زندگی کوتاه اما پر از جهاد و مبارزه استاد شهید محمد منتظرى

 « نظری بر زندگی کوتاه اما پر از جهاد و مبارزه استاد شهید محمد منتظرى»

پروژه به انحطاط کشاندن انقلاب اسلامى ایران، با همسوئى همه جریانها و نیروهاى داخلى و خارجى که انقلاب را برنمى تافتند و ظهور و بروزش را در تضاد با منافع خویش مى شمردند، برنامه ریزى و اجراء گردید. در این ارتباط صهیونیزم بین الملل نقشى کلیدى ایفا نمود. یکى از راهکارهاى اساسى و استراتژیک آنان از بین بردن کادرهاى اصیل و شاخص انقلاب به هر طریق ممکن، اعم از ترور شخصیت، منزوى سازى و نهایتاً ترور فیزیکى بود.

فاجعه هفتم تیرماه 1360 ه.ش در راستاى همین هدف غیرانسانى و ضدانقلابى شکل گرفت که در خور یک تحلیل عمیق و همه جانبه است. در این مختصر مقال، ضمن ارج نهادن به مقام والاى همه شهداى گرانقدر انقلاب اسلامى و توجه به اینکه تبیین نقش عمیق و خارق العاده شهید بین الملل اسلام، استاد محمد منتظرى نیازمند تحقیق و تألیف حداقل چند جلد کتاب است، بطور خلاصه و فهرستوار نکاتى در خصوص فرزند مظلوم اسلام و قرآن عرضه مى داریم.

آیا مى شود حق کسى را که همواره یاد و نامش، یادآور دوران سخت و پرصلابت مبارزه و نبرد علیه ستمگرى و سلطه است را به این سادگى ادا نمود؟


1- ولادت و بستر رشد:

محمد در بهمن ماه 1323 ه.ش در نجف آباد به دنیا آمد. در این خصوص جدّه فقیه عالیقدر اظهار مى دارد در عالم رؤیا حضرت رسول اکرم(ص)، ائمه اطهار و حضرت زهرا(س) را دیدم که دورتادور اطاق براى این مولود دعا مى کنند وقتى بیدار شدم، محمد متولد شده بود.

وى در محیطى سرشار از عشق به خدا و اسلام و قرآن و برخوردارى از تربیتهاى عالمانه پدرى چون فقیه عالیقدررشد یافت. حدود ده سال داشت که به کار و فعالیت روى آورد، (دو سه سالى در کارگاه قاشق و چنگال سازى عمویش مشغول به کار بود و در ضمن نزد پدر بزرگ ارجمندش که بحق عبد صالح خداوند بود به کشاورزى پرداخت).

در چهارده سالگى به ضرورت فهم اسلام و تفقد در دین مى رسد و به حوزه علمیه قم رهسپار مى گردد. با جدیت و تلاش مشغول درس و بحث گردید، به جهت نبوغ و ذکاوتش به سرعت، مراحل دروس حوزوى را طى مى نماید.


2- اشاره به مراحل زندگى و فعالیتهاى مبارزاتى استاد شهید:

1337 تا 1341 - دوران کسب آگاهى نسبت به خویش و پیرامون خود و آشنائى با اسلام و تشیع علوى.

41 تا 45 - دوران ارتباطات، آگاهى بخشى و پیام رسانى انقلاب.

45 تا 48 - دوران زندان، زجر و شکنجه و آشنائى عمیق با خطوط و جریانات مبارزه.

48 تا نیمه 50 - دوران کادرسازى و سازماندهى.

شهریور 50 تا بهمن 57 - دوران هجرت و پیوند با جنبشهاى آزادیبخش بویژه در سطح منطقه.

بهمن 57 تا شب شهادت 7/4/60 - دوران ساماندهى امور انقلاب، نبرد بى امان با جریانات فرصت طلب، حمایت همه جانبه از جنبشهاى آزادیبخش و در نهایت شهادت.

نقش و اهمیت مبارزات محمد، با تحلیل واقع بینانه و شناخت اصولى حوزه هاى علمیه بویژه حوزه علمیه قم وروحانیت در دهه چهل و همچنین تحلیل شرائط و مقتضیات دهه چهل ایران، که به قول مرحوم جلال آل احمد یأس از درو دیوار در این سرزمین مى بارید، مشخص مى شود.

محمد استعداد شگرفى بود که همگام با شکل گیری جدى جریانات ضد استعمارى و آزادی خواهىِ دهه چهل، رویکردى مبارزاتى و عدالت خواهى، آن هم براساس اندیشه هاى توحیدى یافت. الهامبخش ایشان در جریان مبارزه تفکر و بینش علوى بود، که از او یک انسان خدامحور، آخرت نگر، مصمم و هدفدار ساخت که توانست حداکثر بهره بردارى از تجارب مبارزات دهه چهل نه تنها در ایران، بلکه در کل دنیا را نماید.

ایشان در خصوص مرحله دوم زندگى اش، ضمن مصاحبه هایى اینطور مى گوید:

" در سال 41 وارد مبارزات و فعالیتهاى سیاسى شدم، زمانى که امام خمینى نهضت خویش را شروع کرد کوشش نمودم در حد توان در همه زمینه هاى خط فکرى امام انجام وظیفه نمایم. خط امام خمینى در اهداف آن متبلور است که شامل استقلال، آزادى و حکومت اسلامى مى باشد. حکومت اسلامى را هم حکومت ضوابط و معیارها همچون حاکمیت تقوا،عدالت، لیاقت و دانش و مبارزه بر ضد تثلیت صهیونیسم، امپریالیسم و دیکتاتورى مى دانیم البته این اختصاص به ایران ندارد. بنابراین اگر ما بخواهیم بر اساس ضوابط اعتقادى خود فکر بکنیم و تصمیم بگیریم تنها به ایران نمى اندیشیم و به هیچ وجه ناسیونالیستى فکر نخواهیم کرد؛ بلکه نه فقط مسلمانها بلکه همه مستضعفین دنیا در نظر ما خواهند بود".

در این دوره شهید محمد به آگاهى بخشى و پیام رسانى انقلاب، ایجاد ارتباط با نیروها بویژه نسل جوان حوزه و کسب و تدوین و به کارگیرى تجارب و تحکیم بنیه ها و بنیادهاى اندیشه هاى مبارزاتى اسلام مى پردازد. محمد حوزه علمیه قم را پایگاه اصلى مبارزات خود قرار داد. علیرغم جوّ شدید اختناق، وجود جریانات انزواطلب و بشدت دگم و متحجر که حتى مطالعه روزنامه ها و گوش دادن به اخبار سیاسى رادیوها را امرى مذموم و ضدّ دین تلقى مى نمودند، شرح صدر و دید وسیع او در حوزه علمیه در جستجوى عناصر مستعد، جوان و مؤمنى بود که عشق به اسلام و فهم دین آنها را راهى حوزه نموده بود. آنهائى که در عنفوان جوانى، محرومیتهاى فزاینده آن دوران در حوزه علمیه قم را به جان خریده بودند. محمد با تمام توان در آگاه کردن آنها کوشید تا اینکه از آنان پیام رسانهایى براى سراسر کشور، شهرها و روستا تربیت نمود. در واقع محمد با این حرکت بنیادى در شمار یکى از اصلى ترین بنیانگذاران مشى انقلابى بین طلاب جوان حوزه علمیه قم قلمداد مى شود. این حرکت یکى از جنبه هاى مردمى شدن و فراگیرشدن انقلاب بود.


3 - دوران زندان (45 تا 48):

محمد ساعت 30/5 صبح اول فروردین سال 45 (هنگام تحویل سال) در حین پخش اعلامیه در حرم حضرت معصومه دستگیر مىشود، شانزده شبانه روز به شدت شکنجه می گردد، تا تاریخ 45/8/3 در سلول انفرادى بسر مى برد و نهایتاً در دادگاه نظامى بدوى شماره 3 چون زیر بار ننگ تقاضاى عفو نمى رود به سه سال زندان محکوم مىگردد.

مقاومت اسطوره اى او در زیر شکنجه هاى طاقت فرسا از او قهرمانى زبانزد ساخت. شرح ماجراهاى شکنجه هایش مفصل است که گوشه ای از آن صحنه ها با قلم خود شهید در بخش "کلام شهید" درج شده است .

مقاومت محمد جبروت رعب انگیز رژیم را درهم مىشکند و آنان را به انفعال مى کشاند، که آنها به قصد درهم شکستن او پیشنهاد تقاضاى عفونمودن را مى دهند، که طبیعتاً زبان حال و قال محمد زمزمه همیشگى مبارزین پرصلابت عصرها و نسلها بوده که مرگ با شرافت را به زندگى ذلت بار ترجیح مى دادند.


امّا دستآوردهایى چند از این دوران:

1- آشنایى با جریانات و گروههاى مبارز در سطح کشور اعم از مذهبى و چپ و ارزیابى نقاط قوت و ضعف آنها.

2- آشنایى با توانمندیهاى رژیم در خصوص مسائل امنیتى و همچنین شناسائى نقاط آسیب پذیر آن.