درست نبود افراد سپاه و ارتش به من متوسل
ميشدند، مثلا يكي از فرماندهان سپاه در همان بحران از شلمچه به من
تلفن كرد كه ما در فاو شكست خورده ايم، به ما ميگويند در شلمچه عمل
كنيد، ما امكانات نداريم اينجا هم شكست ميخوريم، شما به تهران
بگوييد; اتفاقا در شلمچه هم عمل كردند و شكست خوردند. منظور اينكه
اين جور چيزها را به من ميگفتند من هم گاهي خودم اقدام ميكردم و به
بيت امام و مسئولين منتقل ميكردم و گاهي ميگفتم خودتان با مسئولين
مطرح كنيد.
س : راجع به اين مسائل حضرتعالي مكاتبه ميكرديد يا اينكه خدمت
امام ميرفتيد و مسائل را مطرح ميكرديد؟
ج : راجع به اين مسائل هم خدمت امام ميرفتم و از نزديك مسائل را
ميگفتم و هم نامه مينوشتم
(پيوستهاي شماره 128 و 129)
س : آيا اين مسائل به غير از امام به بقيه مسئولين هم منعكس ميشد ؟
ج : سران كشور خودشان در تهران جلساتي داشتند ولي با من يك ماه يا
دو ماه يك بار جلسه داشتند كه بعضي وقتها آنها به قم ميآمدند و بعضي
وقتها كه جلسه پيش امام و در منزل ايشان تشكيل ميشد من به تهران
ميرفتم و در آن جلسات اين مسائل را مطرح ميكردم .