درب خانه اندروني را با ديلم از جا بكنند تا به من دسترسي پيدا كنند و به زور ببرند. جمعي از فضلا و طلاب و برادران را بازداشت و تلفنها را قطع كردند و بلندگوهاي حسينيه را در اختيار گرفتند، و مانند لشگر مهاجم پيروز شده با شعارهاي انحرافي و توهين آميز و به نام حمايت از ولايت فقيه و ولي فقيه خودشان هر چه خواستند گفتند و پخش كردند و موجبات ناراحتي همه همسايگان محترم را فراهم نمودند. معلوم شد در منطق آقايان ولايت فقيه يعني غارت اموال و شكستن و پاره كردن كتابها و حتي قرآن كريم، ولايت فقيه يعني تصرف غاصبانه در خانه و ملك ديگران، ولايت فقيه يعني اهانت به حوزه هاي علميه و علما و فقه و علم و بي احترامي به همه مقدسات . خوب شد نمرديم و ثمره ولايت فقيه آقايان را براي چندمين بار لمس كرديم .

فرستادن رجاله ها براي غارت هستي من سابقه دارد; در بهمن 1371 نيز همين عمل را انجام دادند و هستي مرا و حتي آرشيو چهارده ساله مرا بردند و پس ندادند; و بالاخره در زمان عمليات وحشيانه آقايان، من مشغول مطالعه نهج البلاغه بودم، ولي زنان و همسايگان همه گريه و زاري مي‎كردند، اين ولايت فقيه چماقي و آميخته با غارت و فحاشي براي آقايان مبارك باد.

و بر حسب اخبار واصله موثقه آتش بيار معركه رئيس قوه قضائيه -كه بايد مظهر قانون و عدالت باشد- بوده است، ايشان در شب چهارشنبه به قم آمدند و فرمان آتش را صادر كردند و به تهران بازگشتند، و با اين حال مردم ما انتظار دارند قانون و عدالت در كشور حكم فرما باشد، وقتي كه با مثل من كه هم سابقه مبارزاتي دارد و هم استاد بسياري از علما و مسئولين كشور بوده ام اين طور عمل مي‎شود، پس واي به حال مردم بي گناه بي پناه .

من تا حال براي رعايت نظام اسلامي كه با خون شهداي عزيز ما آبياري شده است ساكت بودم، و با تحمل همه تعديات و ظلمهايي كه نسبت به من و بيت من و شاگردان و علاقه مندان به من و زنداني كردن بسياري از آنان انجام مي‎شد مي‎خواستم خداي ناكرده از ناحيه من به اسلام و انقلاب ضربه اي وارد نشود، ولي چه كنم كه دخالتهاي ناروا در حوزه علميه قم و شكستن حريم حوزه علميه و از بين بردن استقلال آن و قداست مرجعيت و مراجع به وسيله راه انداختن بچه هاي بي منطق و خشن در مقاطع مختلف موجب اعلام نظر صريح اينجانب شد. الان هم به همه علماي اعلام و بزرگان حوزه ها اعلام خطر مي‎كنم -كه علاوه بر خطراتي كه اقتصاد و امنيت كشور با آن
        ج2 - 1597