پيوست شماره 255:

پيام معظم له پس از حمله به حسينيه و بيت ايشان، مورخه ‏1376/8/28
بسم الله قاصم الجبارين
انا لله و انا اليه راجعون

برادران و خواهران مسلمان و هموطنان عزيز

پس از سلام و درود بي پايان بر پيامبر رحمت حضرت خاتم انبياء (ص) و ائمه هدي بخصوص حضرت ولي عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف و بر همه پيامبران الهي سلام الله عليهم اجمعين، و سلام و تحيت به شما برادران و خواهران، به عرض مي‎رساند:

معمولا آيه شريفه فوق براي اعلام رحلت يك فرد مسلمان نوشته مي‎شود ولي اينك من آن را براي شكستن حريم قرآن و دين و حوزه مقدسه علميه قم و روحانيت شيعه و مقدسات ديني و علما و بزرگان حوزه و حتي حريم فقه و ولايت به كار بردم .

روز جمعه سيزدهم رجب 1418، مطابق با ‏1376/8/23 روز ولادت با سعادت مولي الموحدين امير المومنين (ع) اينجانب مطالبي را كه تذكر آنها را وظيفه ديني خود مي‎دانستم با منطق كتاب و سنت پيامبر اكرم (ص) و ائمه معصومين (ع) بيان كردم به خيال اينكه كشور ما كشور اسلام و پايگاه ائمه معصومين (ع) مي‎باشد، و ظاهرا شما كم و بيش از سخنان من مطلع شده ايد.

پس از اينكه بعضي از روزنامه هاي مزدور و متملق همچون سابق هر چه خواستند از تهمت و اهانت دريغ نكردند، در روز چهارشنبه 18 رجب مطابق با ‏1376/8/28 به بهانه حمايت از ولايت فقيه جمعي از افراد بي منطق را به نام حزب الله به راه انداختند و به زور و تهديد و اغفال، بعضي از محصلين بي گناه دبيرستانها را هم با آنان همراه كردند و ضمن راهپيمايي در خيابانهاي قم آنان را به طرف حسينيه شهدا و دفتر اينجانب حركت دادند; و با شكستن دربها و قفلها آنها را اشغال كردند و هر چه توانستند شكستند و پاره كردند و هر چه خواستند گفتند و اهانت كردند، و در اين ميان همكاري بعضي از افراد اطلاعاتي با حمله كنندگان بسيار محسوس بود. در اين ميان اصرار داشتند -به بهانه محافظت از من - مرا از اطاق و كتابخانه و منزل شخصي خارج نمايند و ببرند و همه هستي مرا در اختيار رجاله ها و غارتگران قرار دهند، و معلوم نبود مرا به كجا مي‎خواستند ببرند، و همين بي سيم به دستها حتي مي‎خواستند براي اين منظور
        ج2 - 1596