يك نفر، بايد صبر كنند بقيه بميرند تا قهرا در يك نفر متعين گردد"، آقاي آذري گفت : "اين هم يك اشكال سوم "، من گفتم : "مهمترين اشكال همين است ". اين بود خلاصه اي از جريانات گذشته .

اگر -از باب فرض - همه اين امور قابل اغماض باشد، ولي فشار مامورين اطلاعات و سپاه و گروههاي فشار در بلاد مختلف كشور در اين رابطه به اهل علم و اهل منبر قابل اغماض نبود، زيرا به طوركلي مرجعيت شيعه بازيچه سياستهاي بچه گانه شده بود، و همين امر باعث و انگيزه من بود در سخنراني 13 رجب 1418، و عجيب است كه چرا آقايان ديگر در اين زمينه احساس تكليف نكردند.
(پيوست شماره 254)

حمله گسترده به حسينيه، دفتر و داخل بيت

پس از سخنراني مذكور چند نوار از آن منتشر شد، ولي از ناحيه اطلاعات به برخي از افراد دفتر فشار وارد آمد لذا خود من از پخش بيشتر نوار جلوگيري كردم . در چند روز اول هرچند برخي روزنامه ها را به هتاكي و نثار كلماتي ركيك -كه شخصيت گويندگان آنها را نشان مي‎داد- وادار كردند ولي در قم خبري نبود و من هم مانند سابق به تدريس خود ادامه دادم ; البته در همان زمان به محل درس مرحوم آيت الله آذري قمي در فيضيه حمله مي‎شد و براي ايشان مزاحمتهايي را فراهم مي‎كردند.

تا اينكه در روز هفدهم رجب جمعي از آقايان مرتبط با شوراي مديريت حوزه به منزل آمدند و گفتند: "هدف شما از سخنراني 13 رجب چه بود؟" گفتم : "من احساس تكليف كردم و مطلب خلافي هم نگفته ام ". گفتند: "ممكن است جمعي عكس العمل نشان بدهند"، گفتم : "حق را بايد گفت و من به وظيفه الهي خود عمل كردم، وانگهي سخنراني انجام شده را كه نمي شود برگرداند و جلوي پخش نوار آن را هم من گرفتم، و تا حال به خير گذشته ". گفتند: "معلوم نيست و بناست فردا از ناحيه شوراي مديريت حوزه تعطيل اعلام و راهپيمايي انجام شود".

بالاخره در اين ميان عناصري مشغول توطئه شدند و گروههاي متشكل از بچه هاي
        ج1 - 774