س : حضرت امام در آن نامه اي كه به آقاي ري شهري وزير اطلاعات
وقت نوشتند فرمودند اين كار دامان بزرگاني را از اتهامات پاك ميكند،
آيا افرادي كه اين پرونده را دنبال ميكردند همان هدف امام را دنبال
ميكردند يا اينكه با دستگيري افراد مختلف و گسترش قضيه به دنبال همان
هدفي ميگشتند كه حضرتعالي به آن اشاره فرموديد؟
ج : آقايان هدف امام را دنبال نمي كردند آنها هدف خودشان را دنبال
ميكردند،آنها هدف امام را نمي خواستند دنبال كنند، من اين موضوع را به
امام هم نوشتم كه آنچه شما ميخواستيد انجام نشد و اينها به دنبال
چيزهاي ديگري هستند. همه نامه ها و تذكرات من در اين زمينه به مرحوم
امام موجود است .
(پيوستهاي شماره 144 الي 147)
س : نكته ديگري كه شايد در تشديد اين قضايا نقش داشته اين بوده كه
چندي قبل از اين جريانات آقاي سيد عبدالرسول حجازي -برادر
سيد عبدالرضا كه اعدام شد- در سپاه اصفهان و خميني شهر به اتهام مواد
مخدر و فساد بازداشت ميشود و در بازجوييهاي خود عليه آقاي
سيد احمد خميني اعترافهايي داشته كه اين اوراق از كيف آقاي ميرزايي كه
نماينده قهدريجان در مجلس بوده توسط وزارت اطلاعات به سرقت
ميرود و بعدا در بازجوييهاي وي اين مسائل مورد پرسش واقع ميشده
است، به نظر شما آيا مرحوم حاج سيد احمد خميني وحشت داشته كه اين
اوراق توسط سيد مهدي منتشر بشود؟
ج : من اين قضيه آقاي سيد عبدالرسول حجازي را خيلي اطلاع ندارم،
ولي آقاي سيد عبدالرضا حجازي با مرحوم حاج سيد احمد آقا خيلي
رفيق و به اصطلاح هم پياله بودند و با ماشين سيد عبدالرضا به تفريح
ميرفتند، قبل از انقلاب هم كه آقاي سيد احمد خميني را از مرز گرفته
بودند و به زندان قزل قلعه آوردند در آنجا آقاي سيد عبدالرضا حجازي هر
روز براي او ناهار ميآورد، خوب اين خيلي مهم بود كه كسي از خارج
زندان هر روز براي يك زنداني ناهار بياورد. بعد از انقلاب هم اينها
روابط شان محفوظ بود. بعد يكدفعه ديديم سيد عبدالرضا را گرفتند و بعد از
چند روز اعدامش كردند و سيد احمد هم براي او كاري نكرد! اين يك مساله سئوال برانگيزي